ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
122
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
خواهند بود . ايرانيان او را تصديق كرده تدبير او را پسنديدند . عقه با لشكر خود خالد را قصد نمود . چون روبرو شدند خالد خود شخصا بر عقه حمله نمود كه او سرگرم آراستن صفوف لشكر خويش بود . خالد او را از پشت اسب ربود و گرفتار نمود . لشكر اعراب بدون جنگ گريخت و بسيارى از آنها اسير شدند . چون خبر بمهران رسيد او قلعه را ترك و با لشكر خود بدون نبرد تن بفرار داد اعراب كه از خالد گريخته بودند بقلعه رسيده در آنجا تحصن نمودند . خالد هم رسيد و آنها را محاصره كرد . آنها از خالد امان خواستند و او خوددارى نمود ناگزير تسليم حكم او شدند او هم آنها را اسير و برده كرده سپس همه را كشت عقه فرمانده عرب را هم كشت . تمام خانوادههاى آنها را برده و بنده نمود و هر چه در آنجا بود ربود . در معبد آنها چهل پسر ديد كه سرگرم آموختن انجيل بودند آنها را اسير و بنده كرد و بعنوان غنيمت بر سپاهيان تقسيم نمود يكى از آنها سيرين ( شيرين ) پدر محمد بن سيرين ( دانشمند بزرگ اسلام ) و ديگرى نصير پدر محمد بن نصير ( سردار بزرگ اسلام ) و حمران غلام عثمان بودند مژده فتح را با خمس غنايم بابى بكر داد . در جنگ عين التمر ( چشمه خرما كه شفاثا نام دارد ) عمير بن راك سهمى كه از ياران و مهاجرين حبشه بود كشته شد همچنين بشير بن سعد انصارى پدر نعمان كه هر دو در يك محل نزديك هم دفن شدند .